روش تدریس تربیت دینی در دوره ابتدایی

هدف غایی و نهایی تربیت دینی شکوفایی و فعلیت یافتن همه استعدادهای فطری و خدادادی انسان به‌طور همه‌جانبه است برای رسیدن به این هدف باید دو کار اساسی را محور فعالیت‌های تربیت‌های خود قرار دهیم:

الف) شناساندن راه کمال و مسیر تقرب الهی متناسب با مجموعه‌ی ویژگی‌ها و شرایط مخاطب

یک معلم دینی در برنامه‌ریزی خود تلاش می‌کند متناسب با توانایی ذهنی و رشد عقلی مخاطب در سنین مختلف به‌تدریج وی را با حقایق دینی آشنا کند و مخاطب باقدرت تعقل و تفکر خود این حقایق را بپذیرد.

ب) فراهم کردن زمینه مناسب برای رسیدن مخاطب به مراتبی از ایمان قلبی

به‌طوری‌که انگیزه قدم گذاشتن درراه کمال و رستگاری در وی به وجود آید و شوق عمل به آن را در او تقویت کند هر رفتار و عملی که از انسان سر میزند از عقل و قلب می‌گذرد اگر می‌خواهیم فردی عدالت اجتماعی را رعایت کند باید عقل و قلب او آماده پذیرش زندگی عادلانه را داشته باشد عقل مانند چراغی است که راه به فعلیت رسیدن استعدادها را شناسایی می‌کند و قلب مرکز تولید انرژی برای حرکت در راهی است که عقل روشن کرده است اگر عقل تربیت‌نشده باشد چگونه قلب تسلیم راه حق شود و به آن گرایش پیدا کند؟

عقل کانون روشنگری، هدایت، استدلال و منطق است و فکر، اندیشه، دوراندیشی، حسابگری علم و فلسفه از تجلیات عقل است.

استاد مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام ثمراتی را برای تربیت عقلانی ذکر می‌کند:

۱) توانایی در غربال کردن اندیشه‌ها

۲) آینده‌نگری

۳) توأم شدن علم باعقل

۴) دنباله‌روی نکردن از اکثریت و مقلد جمع نبودن

۵) تأثیرناپذیری از قضاوت دیگران

۶) رها شدن عقل از چنگال شهوت و غضب

۷) تحت تأثیر احساسات واقع نشدن

۸) حاکمیت عقل در تصمیمی گیری‌ها و انتخاب

چگونه عقل را تربیت کنیم؟

شکوفایی عقل به‌طور هم‌زمان و همراه باهم باید صورت گیرد:

  • تمرین منطق تفکر و آموختن مهارت‌ها و روش‌های فکر کردن
  • ایجاد زمینه برای عادت کردن و تفکر و لذت بردن از فکر کردن
  • ایجاد زمینه برای تقویت تقوای فطری به‌منظور برداشتن موانع فکر کردن

کودک از زمانی که پا به این جهان می‌گذارد، و شاید از وقتی‌که وجودش در رحم مادر کامل می‌شود، فکر کردن را آغاز می‌کند و به‌طور فطری قواعد ساده‌ی تفکر را به کار می‌برد، یعنی چه انسان بخواهد و چه نخواهد موجودی متفکر است.

پدر و مادر وظیفه‌دارند بستر مناسبی برای عادت به تفکر در محیط خانه فراهم کنند که هم کودک به تفکر احساس نیاز کند و هم فواید و ثمرات آن را ببیند و لذت ببرد همین موضوع او را به فکر کردن علاقه‌مند می‌کند و مربی و معلم باید موانع تفکر را از مسیر کودک برداشته و با دادن برنامه صحیح و تفکر برانگیز آن‌ها آبیاری کنند.

سخنانی از امام علی (ع) درباره تفکر:

برترین عبادت فکر است.

خوشا به حال کسی که قلبش به فکر عادت کرده و زبانش به ذکر

 آن‌کس که زیاد می‌اندیشد عاقبت نیکویی دارد.

آن‌کس که فکر ندارد اهل بصیرت نیست.

مرحله بعد ایجاد زمینه برای رشد تقوای فکری کودک و بسترسازی برای شکوفایی آن از مهم‌ترین عامل در شکوفایی عقل است.

ابعاد مختلف تربیت دینی عبارت‌اند از:

  • تربیت عبادی: زیربنا و اساس سایر ابعاد تربیت در اسلام تربیت عبادی است، یعنی تلاشی است برای آن‌که کودک و نوجوان اعمال عبادی را به‌تدریج، آگاهانه و با دقت انجام دهد و روح پرستش و عبادت را در وجود خود بدمد. اندک‌اندک زندگی او رنگ خدایی به خود بگیرد و خدا را ناظر بر خود بیابد و در کارهایش نیت الهی داشته باشد یک برنامه‌ی تربیتی موفق ازنظر تربیت عبادی برنامه‌ای است که گام‌به‌گام تفکر و اندیشه فرد را نسبت به حقیقت عبادت، پرستش و ارکان و اجزای آن ارتقا دهد و قلب او را به‌تدریج مشتاق به خدا نماید.
  • تربیت اخلاقی: خداوند گرایش به فضایل اخلاقی را در فطرت انسان قرار داده است و هر خلقی در کودک ریشه‌دار و محکم شود جز خصلت او می‌شود خصلت‌های اخلاقی عموماً در دوره‌های کودکی، نوجوانی و جوانی شکل می‌گیرد به همین علت تربیت اخلاقی کودکان در سنین دوره ابتدایی بسیار اهمیت دارد و بی‌توجهی به آن آثار زیان باری را به عهده خواهد داشت
  • تربیت علمی: تربیت علمی سبب می‌شود که علاوه به علم و همه شاخه‌های معرفت در کودکان و نوجوانان تقویت‌شده و انگیزه و همت و پشتکار آن‌ها در جهت کسب معرفت بیش‌تر گردد و توانایی جامعه در رفع نیازهای مادی و معنوی بالا رود.
  • تربیت خانوادگی: در تربیت خانوادگی هر یک از اعضای خانواده باید برای ایجاد نقش و انجام وظایف خود تربیت شوند ازآنجاکه هر کودکی در آینده پدر یا مادری خواهد شد که خود خانواده تشکیل می‌دهد او در مسیر رشد خود در خانواده و در مدرسه باید بیاموزد که چگونه نقش مادری یا پدری خود را ایفا کند پس تربیت خانوادگی دو جنبه دارد:
  • آماده کردن کودکان و نوجوانان برای ایفای درست مسئولیت خود در کودکی و نوجوانی به‌عنوان فرزند خانواده
  • آماده کردن آن‌ها برای تشکیل یک خانواده موفق در آینده و ایفای نقش همسری، پدری یا مادری در زمان تشکیل خانواده
  • تربیت اجتماعی: در تربیت اجتماعی کودک آماده می‌شود تا مسئولیت‌های قانونی خود نسبت به مردم، نظام، کشور، مسلمانان و سایر مردم دنیا را بشناسد و به انجام آن‌ها کوشا باشد.

در معاشرت با مردم اخلاق کریمانه داشته و در حسن معاشرت با آن‌ها بکوشد.

  • تربیت مالی: اسلام دشمن بی‌کاری است و هر فرد باید بتواند نیازهای طبیعی مثل مسکن، لباس، غذا، تشکیل خانواده و نیازهای معنوی مثل نیاز به علم سبب می‌شود که انسان کار و شغلی داشته باشد تا از طریقان کسب درامد کند و نیازهای خود را تأمین کند.
  • تربیت جسمانی: پرورش جسم به رشد و کمال و سلامت جسمی انجامد و سبب می‌شود که آدمی بتواند سایر فعالیت‌های خود را بانشاط و توانایی بهتر انجام دهد و عمر طولانی‌تر و مفیدتری داشته باشد.

یکی از ویژگی‌های کودک، توجه به چهره‌های تخیلی و خیال‌پردازی با استفاده از داده‌های حسی است که در حافظه‌اش ذخیره کرده است. البته قدرت تخیل از موهبت‌های خداوند به انسان و ابزار اصلی او در خلاقیت و نوآوری و در حقیقت، از ابزارهای مهم رشد و تکامل اوست. اگر قدرت تخیل به شیوه صحیح و در جهت درست تربیت شود، سرچشمه خلاقیت‌ها قرار می‌گیرد. این قدرت، درعین‌حال، می‌تواند سبب صفاتی مانند ترسویی و یا خشونت در کودکان شود و در سنین بالاتر زمینه‌های رفتن به‌سوی گناه را در آن‌ها فراهم کند. قصه‌گویی و داستان‌پردازی، فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی، کارتون‌ها، شعرخوانی و نقاشی، همه وارد دنیای تخیلی کودک می‌شوند و او را با خود به سرزمین‌های دور و نزدیک می‌برند.

به این نکته توجه کنیم که حضور کودکان در مراسم دینی به‌خصوص عزاداری امام حسین (ع) یک ضرورت مهم در تربیت دینی کودکان و رشد ابعاد شخصیتی آنان است. آنچه در این دوره جایز نیست، خاستن کارهای بزرگ سالانه از آن‌ها است. مثلاً نیازی نیست که آنان را وادار کنیم، در کنار ما به مدت طولانی ساکت بنشینند و به سخنرانی گوش دهند یا شعرهایی را حفظ کنند که معنایی فراتر از ذهن کودک دارد یا شرح واقعه‌ای را که برای بزرگ‌سالان است، درک کنند. این بدان معنا نیست که کودکان را از حضور در محافل عمومی منع کنیم؛ بلکه ضرورت دارد که آنان را به مجالس مذهبی ببریم تا بهره خاص خود را ببرند و نقش مخصوص خود را ایفا کنند. آنان خود، به سراغ همان کاری می‌روند که می‌توانند انجام دهند و در ضمن با آن کارها شخصیت اجتماعی خود را شکل می‌دهند.

ویژگی شناختی کودک درزمینه ی تفکر دینی او نیز جاری است. بسیاری از اموری که بزرگ‌ترها متعالی می‌دانند، برای کودکان امری ساده و عادی است و متناسب با درک ساده‌ی خود با آن مواجه می‌شوند. آنان در مراسم عزاداری امام حسین (ع) می‌دوند، بازی می‌کنند، می‌خندند و درعین‌حال کمک می‌کنند و باصداقت کامل امام را دوست می‌دارند. آن‌ها به زیارتگاه‌ها می‌روند و آنجا را با مکان‌های دیگر متفاوت می‌دانند؛ درعین‌حال در همان‌جا بازی می‌کنند؛ با یکدیگر کشتی می‌گیرند و از بودن در چنان محیطی لذت می‌برند.

درک آنان از مفاهیم پایه‌ای دین، مانند خدا، پیامبر، امام، بهشت و جهنم، دعا و قرآن درکی ساده و نزدیک به امور محسوس است. آنان در این سنین این واژه‌ها را مانند واژه‌های دیگر، از بزرگ‌ترها شنیده‌اند. لذا در به‌کارگیری آن‌ها دقت چندانی ندارند و با تصور ویژه خودشان همراه است.

توجه داشته باشیم که توانایی ادراکی کودکان محدود است و در حد رشد عقلی و ویژگی‌های روانی خود با مفاهیم متعالی ارتباط برقرار می‌کند. این موضوع نقص محسوب نمی‌شود و نباید کودک را تحت آموزش تحمیلی قرار دهیم تا آن‌گونه که ما خدا را یا مرگ را می‌شناسیم، بشناسد و درک کند.

آموزش‌های ما باید متناسب رشد شناختی و روانی کودک باشد. تربیت حواس از طریق امکان مشاهده زندگی حیوانات، نکته به زیبایی‌های طبیعت پیرامون، توجه به پدیده‌های جذاب، همکاری و مشارکت در تربیت و تنظیم آن‌ها، آذین‌بندی در جشن‌ها و مراسم، می‌تواند تأثیر به سزایی در تربیت دینی کودکان داشته باشد.

کودک نیاز به انس و محبت دارد. این نیاز، مهم‌ترین حلقه اتصال ما با اوست. تربیت نیز بعد از برقراری این حلقهٔ اتصال امکان‌پذیر می‌شود. احساس انس با انسان‌های جنبنده و پویا که محیط پیرامونش را فراگرفته‌اند، دل‌هایی که در کنار او هستند، محیط زندگی، سروصداها، گفت‌وشنودها، حرکات، خنده‌ها و گریه‌ها، نگاه‌ها، لمس‌ها و هر چیزی که به انسان مربوط است، در کودک وجود دارد؛ اما انس اصلی او با انسان است و بس.

کسی که غذای کودک را به بهترین وجه فراهم می‌آورد؛ کسی که بهترین کاخ و باغ را برای او تدارک می‌بیند؛ کسی که بهترین وسایل تفریح و سرگرمی را برای او تهیه می‌کند و انتظار دارد که کودک راضی شود و آرام گیرد و به این وضعیت عادت کند، در اشتباه است.

ممکن است کودک ساعاتی یا چند روزی با این امور سرگرم شود و همان سرگرمی او را راضی نگه دارد اما به‌محض بیدار شدن و توجه و فراغت از غفلت فریاد می‌زند که:

نه ، نه ،می‌خواهم انسان ببینم؛ انسان مهربان، وابسته به جان من، وابسته به خودم، یعنی مادر، یعنی پدر.

می‌خواهم به آن‌ها نگاه کنم؛ دست آن‌ها را لمس کنم؛ بوی تن آن‌ها را حس کنم؛ خود را در کنار آن‌ها و در آغوش آن‌ها یافته باشم.

این نیاز اصلی فرزند است و هر چه جز این است، فرع است.

بدانیم که انس با معلمان و مربیان جایگزین محبت و انس با پدر و مادر نمی‌شود و نباید بشود. گرچه ما باید به کودک محبت بورزیم و با او صمیمی باشیم اما باید او همچنان دلگرم و وابسته به پدر و مادر باشد. آنان که تربیت را سازگار شدن با محیط می‌دانند، به کودکان و نیازهای فطری آنان خیانت می‌کنند. کودک سالم و معتدل کودکی نیست که با محیط سازگار شده است؛ بلکه کودکی است که استعدادهای فطری او شکوفا شده و به نیازهای واقعی او پاسخ داده‌شده است.

بستن

درباره من

طیبه معاشرتی

داشتن یک جامعه‌ی موفق آرزوی همیشگی من است

تازه ترین نوشته ها